مسابقه دوم

خرید بک لینک

فرد ثروتمندی در بستر مرگ بود. از دو پسرش خواست تا پیش او بیایند و به آنxadها گفت: «در این بیابان و زیر تکxadدرختی گنجی دفن شده. می خواهم بعد از مرگ من، گنج برای کسی است که دومین نفری باشد که شترش به تکxadدرخت بxadرسد.»
فرد ثروتمند فوت کرد و دو پسر برای بدست آوردن گنج به وضع سختی افتادند. هر دو میxadخواستند که به تنهایی صاحب آن گنج شوند. اما هر یک از پسرها چه باید میکرد تا شترش دیرتر از شتر برادرش به پای درخت برسد؟ اگر یکی از آنxadها شب و روز در بیابان بماند دیگری هم همین کار را میxadکند و در نهایت هر دو از تشنگی میxadمیرند. به همین خاطر نزد انسان باهوش و زیرکی رفتند تا راهکاری از او بگیرند. فرد زیرک از آنها خواست تا نزدیک او بایستند. دو پسر نیز از شترهای خود پیاده شدند و نزدیک او رفتند. فرد زیرک به آرامی در گوش هریک از برادران چیزی گفت و ناگهان هر دو سریع سوار شترها شدند و شترها را با سرعت هر چه تمامxadتر به سمت تک درخت راندند و در پایان یکی از آنxadها برنده شد.فرد زیرک چه چیزی در گوش برادرها گفته بود؟

وبلاگ محمدامین سده...

ما را در سایت وبلاگ محمدامین سده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 13:47

صفحه بندی