وبلاگ محمدامین سده

خرید بک لینک

تو شروع حرف هایی

تو صدای آبشاری

تو رسیدن پرستو

تو خود خود بهاری

تو دوبال شاپرک ها

تو همان گل شکفته!

توهمان دعای صبحی

که پدر بزرگ گفته

تو به ابر شکل دادی

تو به چشمه آب دادی

به درخت سایه دادی

وبه چشم خواب دادی

تو همان ترانه ی شاد

به نوک پرنده هایی

همه جا حضور داری

تو خدای خوب مایی

وبلاگ محمدامین سده...

ما را در سایت وبلاگ محمدامین سده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 155 تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 13:47

9 لامپ در سه ردیف سه تایی قرار دارند. آن ها را با رنگ های قرمز، سبز، آبی و زرد رنگ می کنیم. 

❇️در یک ردیف یا ستون، هیچ دو لامپی هم رنگ نیستند.
❇️ لامپ وسط قرمز است.
❇️ دقیقا یک لامپ سبز است.
❓حداقل تعداد لامپ های آبی چند است؟

الف) 3    ب) 5      ج) 1      د) 4     هـ) 2

وبلاگ محمدامین سده...

ما را در سایت وبلاگ محمدامین سده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 13:47

فرد ثروتمندی در بستر مرگ بود. از دو پسرش خواست تا پیش او بیایند و به آنxadها گفت: «در این بیابان و زیر تکxadدرختی گنجی دفن شده. می خواهم بعد از مرگ من، گنج برای کسی است که دومین نفری باشد که شترش به تکxadدرخت بxadرسد.»فرد ثروتمند فوت کرد و دو پسر برای بدست آوردن گنج به وضع سختی افتادند. هر دو میxadخواستند که به تنهایی صاحب آن گنج شوند. اما هر یک از پسرها چه باید میکرد تا شترش دیرتر از شتر برادرش به پای درخت برسد؟ اگر یکی از آنxadها شب و روز در بیابان بماند دیگری هم همین کار را میxadکند و در نهایت هر دو از تشنگی میxadمیرند. به همین خاطر نزد انسان باهوش و زیرکی رفتند تا راهکاری از او بگیرند. فرد زیرک از آنها خواست تا نزدیک او بایستند. دو پسر نیز از شترهای خود پیاده شدند و نزدیک او رفتند. فرد زیرک به آرامی در گوش هریک از برادران چیزی گفت و ناگهان هر دو سریع سوار شترها شدند و شترها را با سرعت هر چه تمامxadتر به سمت تک درخت راندند و در پایان یکی از آنxadها برنده شد.فرد زیرک چه چیزی در گوش برادرها گفته بود؟ وبلاگ محمدامین سده...ادامه مطلب

ما را در سایت وبلاگ محمدامین سده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 13:47

صفحه بندی